کرمان ،شهر شش دروازه

شهر کرمان سابقا دارای شش دروازه بود و حصاری دور تا دور داشت. بیرون حصار به فاصله چهار تا شش متر خندق بود و به فاصله هایی در حدود سیصد متر و بعضی جاها پانصد متر برج هایی داشت و در دو طرف هر دروازه یک برج آجری ساخته شده بود. بقیه برج ها و حصار از گل رس بود. عمق خندق ها در بعضی جاها هشت متر و بعضی جاها شش متر بود و حصار دور تا دور شهر تقریبا ده کیلومتر بود. شش دروازه فوق هر کدام اسمی مناسب به خود داشت.
گزیده ای از کتاب “شهر شش دروازه”، نوشته “محمود متدین (همت)”photo_2015-12-17_10-01-43
photo_2015-12-17_10-01-39
۱- دروازه ناصریه (ناصری)
دروازه ناصریه یکی از بناهای بزرگ و بسیار عالی کرمان بوده که بر پنج دروازه ی دیگر شهر برتری داشته است. سردر و ستون های این دروازه از کاشی های سیاه و آبی و بنفش بود که اشعاری دلپذیر بر آن ها نقش بسته بود. راه شهداد و کوهپایه و زرند و راور و نای بند و دهات اطراف این قصبه ها از همین دروازه بود. در بعضی از تاریخ های کرمان نوشته اند دروازه ناصریه به دستور امیر تیمور گورکانی ساخته شده است ولی این روایتی ضعیف است و بعضی عقیده بر آن دارند که این دروازه به دستور امیر شاهرخ ساخته شده و دروازه ناصریه و برج و خندق اطراف به دستور او تعمیر و مرمت شده است. خلاصه این دروازه یکی از دروازه های قدیمی کرمان بوده و موقع هجوم لشکریان آقا محمدخان قاجار، لطفعلی خان زند از همین دروازه به طرف #بم فرار نموده است. محل دقیق این دروازه در طرف راست خیابان ناصریه بود و امروز اثری از آن باقی نیست و در سال ۱۳۰۸ شمسی به دستور بلدیه وقت خراب شد. خیابان ناصریه به مناسبت اسم همین دروازه که در آن قرار داشته، ناصریه نامیده می شود.

photo_2015-12-17_10-01-28

۲- دروازه مسجد
این دروزاه چون نزدیک به مسجد جامع کرمان بوده به این مناسبت به آن دروازه مسجد می گفتند و درست در اول بازار میدان مظفری واقع شده بود و یکی از دروازه هایی بود که جمعیت زیادی از آن داخل و خارج می شد و بیشتر بار و میوه که از ماهان و سرآسیاب فرنگی و شهداد (که سابقا به آن خبیص می گفتند) و همچنین انگوری که از سیرچ و گلباف (که سابقا کوک نامیده می شد) وارد کرمان می شد، راه عبورشان از همین دروازه بود و نیز زواری که از راه لوت که از طریق اوارات می بایست به مشهد مقدس بروند از همین دروازه خارج می شدند. این دروازه به دستور سلطان محمد مظفر، بانی مسجد جامع کرمان در بهترین محل شهر ساخته شد و سر در داشت و دو طرف آن کاشی کاری شده بود؛ و آیاتی از قرآن روی کاشی های آبی رنگ حک شده بود که منظره بسیار جالبی داشته است. دروازه مسجد چون رو به خرابی گذارده بود و در صدد تعمیر آن بر نیامدند، در سال ۱۲۹۶ شمسی چون خطر فرو ریختن داشت، آن را خراب و عده ای کاشی ها و آجرهای آن را بردند. محل این دروازه درست در اول بازار مظفری بود و در حال حاضر اثری از آن باقی نیست.

photo_2015-12-17_10-00-53

۳- دروازه باغ نظر (ارگ)
این دروازه چون جلو باغ نظر که امروزه به آن باغ ستاد می گویند، واقع شده بود؛ به همین مناسبت به آن دروازه نظر و بعضی اوقات هم به آن دروازه ارگ می گفتند. از این دروازه ایاب و ذهاب افراد شخصی صورت نمی گرفته و بیشتر روزها بسته بوده است و هر موقع حکومت یا مأمورین حکومتی می خواستند وارد و یا خارج شوند دروازه باز و بسته می شده و نیز حکامی که معزول می شدند در بیرون همین دروازه میدان کوچکی بوده که آنجا با مردم و مأمورین خداحافظی می کردند و سپس با همراهان که می بایست به تهران بروند سوار بر اسب شده و نقل مکان می نمودند. همچنین حکومت تازه وارد هم از همین دروازه وارد ارگ دولتی می شده است. این دروازه را میتوان یکی از دروازه های دولتی و مخصوص به مأمورین دولت دانست و هر موقع جشن های دولتی رخ می داد این دروازه را با قالی و پارچه های اطلس و چراغ زینت می دادند. این دروازه از آجر سفید و نیمه آجرهای ضربی ساخته شده بود و کاشی در آن به کار نرفته و گویا بر در آن سنگ مرمر سفیدی نصب و اسم بانی و تاریخ اتمام دروازه بر آن سنگ منقوش بوده است. این دروازه تا سال ۱۲۹۶ شمسی پابرجا بود و در اواسط همین سال به دستور رئیس قشون کرمان (سردار نصرت) خراب شد و خندق های اطراف آن را پر و مسطح کردند. غیر از این دروازه در محل میدان ارگ فعلی روبروی در ورودی بازار دروازه کوچکی وجود داشت که آن هم دروازه ارگ می نامیدند و در طرف چپ این دروازه اداره نظمیه قرار داشت و تمام ادارات حکومتی در محوطه دروازه ارگ و دروازه نظر قرار داشته که در حال حاضر نیز بیشتر ادارات دولتی درهمان اراضی ساخته شده است. این دروازه را نیز در سال ۱۳۰۰ شمسی خراب و خندق های اطراف آن را پر کردند.
۴- دروازه رق آباد (ریگ آباد)
این دروازه در جنوب شهر واقع و چون هم مرز اراضی رق آباد بود، به این مناسبت بنام رق آباد (یا ریگ آباد) خوانده می شد. این دروازه بر سر راه ماهان، جوپار، گلباف، رابر، راین، جیرفت، بافت و توابع جنوبی که در جنوب شرقی کرمان واقع بودند قرار داشت و هر صبح و شام قافله های سنگین و مسافرینی بی شمار خارج و داخل شهر می شدند. مخصوصا ایام تابستان که میوه از دهات اطراف به شهر حمل می شد، چنانچه شب می آمدند که دروازه بسته بود بیرون دروازه می ماندند تا باز شود و چنانچه اذان صبح می رسیدند، به موقع بود و می توانستند با مختصر بازرسی داخل شوند. خلاصه ازدحام زیادی توام با صدای حیوانات به گوش می رسید و دروازه بان وظیفه داشت بارهایی که به شهر حمل می شد را بازرسی نماید و چنانچه میوه فاسد یا گوشت مانده می دید، آن ها را در خندق می ریخت و صاحب آن را بازداشت می کرد و همچنین اشخاص مشکوک را به شهر راه نمی دادند مگر آن که ضامن و معرف بدهند. سر در این دروازه ها ستون هایی بود که به شکل مناره ساخته شده بود. تمام کاشی کاری و اشکالی از پهلوانان از جمله رستم و سهراب و پهلوان اسد بمی که پهلوانی بنام بود نقش بسته بود و درب آن از چوب محکم ضخیم از چنار یا گردو به ارتفاع چهار متر و پهنای سه متر تا سه متر و نیم ساخته شده بود و گُل میخ های آهنی به آن نصب و از داخل شب بندی آهنی داشت که با قفلی بسیار بزرگ باز و بسته می شد. دروازه بان ها از گروه شش نفری تا هشت نفری و در موقع خطر از گروهی چهل نفری تشکیل می شدند و این عده کشیک داشتند و دو نفر دائما می بایست بیدار و مواظبت نمایند تا کسی در را باز ننموده، داخل و خارج نشود و برای استراحت این گروه در داخل دروازه در دو طرف، اطاق های متعدد ساخته شده بود و دروازه بان ها در همین اطاق یا منزل استراحت می نمودند. دروازه بان ها از بعضی بارهایی که از خارج شهر وارد می شد پول می گرفتند و این یک نوع مالیات بود به نام نواقل. در آن زمان چون وسایل حمل و نقل ماشینی موجود نبود تمام خوار و بار و قماش و شکر و قند که از هندوستان با کشتی به بندرعباس وارد می شد از آن بندر بوسیله شتر و قاطر حمل و به سیرجان یا بافت و از آن محل اشخاصی که الاغ زیاد داشتند و حرفه آن ها همین کار بود آن امتعه را به کرمان حمل و تحویل تجار هندو داده کرایه دریافت می داشتند و بیشتر این قافله ها از همین دروازه رق آباد وارد می شد. یکی از این اشخاص ششصد الاغ باربر داشت و پنجاه نفر عمله و مجهز به اسلحه مانند تفنگ و ده تیر و غیره بود. این دروازه در سال ۱۳۱۴ شمسی به دستور شهرداری که سابقا بلدیه نامیده می شد خراب و خندق های اطراف آن را پر نمودند. این دروازه درست مقابل مسجد قائم خیابان احمدی در پنجاه متری رو به روی آن مسجد واقع بود که امروز اثری از آن به جای نمانده است.
 متاسفانه عکسی از این دروازه باقی نمانده است .
photo_2015-12-18_09-55-47
۵- دروازه گبری
این دروازه در طرف شمال شهر کرمان واقع است و چون متصل به محله گبرخانه بوده به نام دروازه گبری معروف بوده است. این دروازه درست مقابل دروازه رق آباد واقع و فاصله بین این دو درست شش کیلومتر و ارتفاع این دروازه قریب سه متر بوده و گویند موقعی که نادر شاه در سفر دوم به کرمان آمد از همین دروازه با اسب وارد شهر شد و چون دروازه را با قالی و شال زینت داده بودند نادر متوجه کوتاهی دروازه نشد و با اسب که داخل شد پشت سرش به چارچوب گرفت و خراش برداشت، حاکم شهر خاندان قلی بیک را مورد عتاب و خطاب قرار داد و آن بیچاره را به طرزی هولناک اعدام نمود. این دروازه چون بر سر راه خبیص (شهداد) و دهات زرند و راور و کوهپایه واقع شده بود همه روز بارهای میوه و هندوانه و خربزه زیادی وارد شهر می شد و دروازه بان های آن درآمد خوبی داشتند. این دروازه نیز بسیار قدیمی است و در همان اوان که محل گبرخانه را ساخته اند این دروازه را هم احداث نموده اند. دروازه گبری در وسط خیابان ابوحامد در اول خیابان شمال جنوبی قرار داشت و در سال ۱۳۱۰ شمسی به دستور بلدیه وقت خراب شد و امروز اثری از آن باقی نیست.
۶- دروازه سلطانی (دولت)
این دروازه در حد شمالی ارگ دولتی واقع و محل آن درست در اول کوچه دبیرستان بهمنیار داخل خیابان شریعتی و قریب صد متر داخل کوچه درحد راست بوده است. عبور و مرور از این دروازه کمتر از سایر دروازه ها صورت می گرفته است، زیرا در حد جنوب غربی شهر که ارگ دولتی نیز در همین محل واقع بوده جمعیت کمی زندگی می کردند و افراد یکی دو محله از شهر راه عبورشان از این دروازه بوده و آن دو محله هم یکی محله کلیمی ها و دیگر محله دولت خانه بوده که شاهرخ زندی حاکم کرمان در عصر کریم خان آن را ساخته است. پاسداران این دروازه از سایر دروازه ها بیشتر بودند، چون متصل به ارگ دولتی بود. در تابستان بیشتر خربزه و هندوانه که از دهات اختیارآباد و زنگی آباد و حسن آباد و غیره به شهر می آمد، از همین دروازه وارد شهر می گردید. این دروازه به نام دولت نیز خوانده می شد. این دروازه چون رو به خرابی و انهدام نهاده بود، قبل از سایر دروازه های دیگر کرمان خراب شد و امروز اثری بجز اسم از آن باقی نیست.
 متاسفانه عکسی از این دروازه باقی نمانده است .

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *