خانقاه شیخ ابوسعید ابوالخیر

خانقاه شیخ ابوسعید شهرستان کوهبنان که به گفته کارشناسان نخستین خانقاه استان کرمان بوده است. در ساخت بنا از مصالح سنگ و آجر چهارگوش و خشت استفاده شده است.در محوطه این بنا سکویی قرار دارد که از سنگ مرمر ساخته شده است و احتمالا محل درس و مراسم مذهبی صوفیان بوده است. 
ابوسعید فضل الله ابن ابوالخیر، از حیث عظمت و مقام عرفانی و شخصیت ممتاز و کم نظیر اجتماعی و وسعت مشرب و بسطر حال و وجد صوفیانه، از درخشان‌ترین چهره‌های تصوف ایران محسوب می‌شود.
ابوسعید در اول محرم ۳۵۷ در روستای میهنه از توابع ابیورد دیده به جهان گشود و در شب جمعه چهارم شعبان ۴۴۰ در زادگاهش دیده از جهان فرو بست.
او سالها در مرو و سرخس فقه و حدیث آموخت تا در یک حادثهٔ مهم در زندگی اش درس را رها کرده و به جمع صوفیان پیوست و به وادی عرفان روی آورد. شیخ ابوسعید پس از طی طریقت تصوف در نزد شیخ ابوالفضل سرخسی و ابوالعباس آملی به دیار اصلی خود (میهنه) بازگشت و هفت سال به ریاضت پرداخت و در سن ۴۰ سالگی به نیشابور رفت. در این سفرها بزرگان علمی و شرعی نیشابور با او به مخالفت برخاستند، اما چندی نگذشت که مخالفت به موافقت بدل شد و مخالفان وی تسلیم شدند.
در شهرستان کوهبنان خانقاه قدیمی منسوب به این عارف بزرگ است که بر اساس تحقیقات دال برآن است که قبل از زمان شاه نعمت‌ا… ولی این خانقاه ساخته شده و مرکز عرفان و تصوف و چله نشینی بوده است وهنوز آثاری از آن بر جای مانده است.
از جمله اشعار این بزرگوار:
یا رب ز کرم دری برویم بگشا
راهی که درو نجات باشد بنما
مستغنیم از هر دو جهان کن به کرم
جز یاد تو هر چه هست بر از دل ما

يك ديدگاه

  1. خواهی که کسی شوی زهستی کم کن
    ناخورده شراب وصل مستی کم کن
    با زلف بتان دراز دستی کم کن
    بت را چه گنه تو بت‌پرستی کم کن ابوسعید ابوالخیر

    گفتار نکو دارم و کردارم نیست
    از گفت نکوی بی عمل عارم نیست
    دشوار بود کردن و گفتن آسان
    آسان بسیار و هیچ دشوارم نیست ابوسعید ابوالخیر

    دلخسته و سینه چاک می‌باید شد
    وز هستی خویش پاک می‌باید شد
    آن به که به خود پاک شویم اول کار
    چون آخر کار خاک می‌باید شد ابوسعید ابوالخیر

    قومی ز خیال در غرور افتادند
    و ندر طلب حور و قصور افتادند
    قومی متشککند و قومی به یقین
    از کوی تو دور دور دور افتادند ابوسعید ابوالخیر

    از لطف تو هیچ بنده نومید نشد
    مقبول تو جز مقبل جاوید نشد
    مهرت بکدام ذره پیوست دمی
    کان ذره به از هزار خورشید نشد ابوسعید ابوالخیر

    پاسخ دادن

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *